امروز سه شنبه ۱۳۸۹/۳/۲۵
يادداشتهاي جام جهاني؛ آلمان، كاملترين بازي تركيبي
گويا فوتبال بينالمللي، چه در قالب تيمهاي ملي و چه در قوارههاي تيمهاي باشگاهي آنقدر پيشرفت كرده است كه به اين زوديها، پيشروي بيشتري ممكن و جايز نيست.
توپها تيز ميجهند و بوقها كر ميكنند، غير از آلمان ديگر تيمها در حد انتظاري كه داريم و اعتباري كه دارند نمايش ندادهاند، اگر چه غنا و حتي نيجريه را برتر از كلاسي كه داشتهاند ديدهايم، اما جام نوزدهم هنوز جهاني نشده است و بايد منتظر روزهاي آينده بود.
قيد نوآوري تاكتيكي را بايد زد كه 2ـ4ـ4 سكه رايجي دارد و تيمها از نظر چيدمان نفرات خود انگار در چهار سال پيش بسر ميبرند. گويا فوتبال بينالمللي، چه در قالب تيمهاي ملي و چه در قوارههاي تيمهاي باشگاهي آنقدر پيشرفت كرده است كه به اين زوديها، پيشروي بيشتري ممكن و جايز نيست.
برابر يك عادت ديرينه بزرگان جهان در جام جهاني رخت تاكتيكي خود را عوض كرده و لباس مد روز را بر تن ميكردند. انگار بارسلونا اين رسم را به هم زده و پرچمدار تغيير شده است. همه تيمها به بازي توپ محور، به چهار دفاع بازيساز، به خط هافبك توپ پخش كن و به ميدانگيري قدم به قدم روي آوردهاند، حركات تركيبي عرض دادن به بازي، ايجاد شكاف بيشتر نفوذ عناصر دفاعي حريفان اصولي هستند شناخته شده كه آلمانها تا امروز بهتر از بقيه و غنا به اندازهاي كه پيروزيبخش باشد از اين اصول پيروي كردهاند. آلمان اول زمينه چيني ميكند، بعد هم حملهور ميشود. در اين تيم نقش كلوزه گلزن همانقدر مهم است كه نقش «مسعود اوزيل» فضاساز و پاسور كه در قلب دفاع حريف وظايف تاكتيكي پيچيدهاي را بر عهده دارد.
گل اول آلمانها، ضربه مهلك وداغانكنندهاي بود كه اعتماد به نفس استراليا را كم كرد و پيم وربيك و مردانش را با واقعيت ما نميتوانيم. ما حريف نيستم، روبهرو كرد. گل پودولسكي نشانه برتري آلمان و فوتبال ساده و منضبطش بود كه اگر در جمع 11 بازيكن خود ستاره ندارد، در عوض تيم را تبديل به ستاره كرده است. ستارهاي كه از بازي ساده بهترين بازي پيچيده را ميگيرد و به خلع سلاح حريف نائل ميآيد ...
... و حالا حرف اين است: آلمان با اين بازي ساده و مركب و سهل و ممتنع خود تا كجا پيش ميرود؟ جواب بايد داد: بستگي دارد به استعداد تاكتيكي حريفان بعدي كه فعلا عبارتند از صربستان و غنا. ميتوان گفت اوج نبرد تاكتيكي را روز 28خرداد خواهيم ديد. آنجا كه آنتيچ چارهاي جز بردن از يوآخيم لو ندارد. آيا آلمانها ضعيف بازي كرده و بهترين شانس را به حريف كم شانس ميدهند؟
سينهات را پشت توپ بگير
ري كلمانس، مربي دروازهبانهاي انگليس و آندره ياس كوپكه، مربي دروازهبانهاي آلمان به شاگردان خود آموختهاند كه هنگام توپگيري، سينه خود را پشت توپ قرار دهيد. اين اولين درسي به هر نوجوان مشتاق دروازهبان شدن است.
رابرت گرين دروازهبان انگليس و نيز دروازهبان الجزاير همين يك حرف را آويزه گوش نكرده بودند كه «توپ تيز» از دستهايشان فرار كرد و گل شد. تقصير توپ نبود اشكال از تكنيك پايه مرداني است كه به جام جهاني راه يافتهاند، مرداني كه سينه خود را پشت توپ قرار ندادند.
ايران و كره به حكم سوابق
كرهجنوبي قهرمان پيشين اروپا را 2ـ0 مغلوب كرد. در راه همين جام جهاني كرده جنوبي دوباره با تيم ايران مواجه شد، هر دو بار بازي 1ـ1 تمام شد.
در راه جام ملتهاي آسيا(به سال 2007) دوبار با كره جنوبي بازي كرديم. مساوي 1ـ1 در سئول، پيروزي 0ـ2 در تهران. در جام ملتهاي سال 2007 هم بازي در وقت قانوني و اضافه مساوي تمام شد. 5 بازي كه با چهار تساوي ؟؟ ايران تمام شده است.
مديريت نيروي انساي در فوتبال كره آنها را به اينجا رسانده است و ما را به اينجا. از نظر استعداد انساني برتري بيگفتوگو از آن بچههاي ماست. اما از نظر مديريت سرمايهها بازندهايم و جامانده.
گويا فوتبال بينالمللي، چه در قالب تيمهاي ملي و چه در قوارههاي تيمهاي باشگاهي آنقدر پيشرفت كرده است كه به اين زوديها، پيشروي بيشتري ممكن و جايز نيست.
توپها تيز ميجهند و بوقها كر ميكنند، غير از آلمان ديگر تيمها در حد انتظاري كه داريم و اعتباري كه دارند نمايش ندادهاند، اگر چه غنا و حتي نيجريه را برتر از كلاسي كه داشتهاند ديدهايم، اما جام نوزدهم هنوز جهاني نشده است و بايد منتظر روزهاي آينده بود.
قيد نوآوري تاكتيكي را بايد زد كه 2ـ4ـ4 سكه رايجي دارد و تيمها از نظر چيدمان نفرات خود انگار در چهار سال پيش بسر ميبرند. گويا فوتبال بينالمللي، چه در قالب تيمهاي ملي و چه در قوارههاي تيمهاي باشگاهي آنقدر پيشرفت كرده است كه به اين زوديها، پيشروي بيشتري ممكن و جايز نيست.
برابر يك عادت ديرينه بزرگان جهان در جام جهاني رخت تاكتيكي خود را عوض كرده و لباس مد روز را بر تن ميكردند. انگار بارسلونا اين رسم را به هم زده و پرچمدار تغيير شده است. همه تيمها به بازي توپ محور، به چهار دفاع بازيساز، به خط هافبك توپ پخش كن و به ميدانگيري قدم به قدم روي آوردهاند، حركات تركيبي عرض دادن به بازي، ايجاد شكاف بيشتر نفوذ عناصر دفاعي حريفان اصولي هستند شناخته شده كه آلمانها تا امروز بهتر از بقيه و غنا به اندازهاي كه پيروزيبخش باشد از اين اصول پيروي كردهاند. آلمان اول زمينه چيني ميكند، بعد هم حملهور ميشود. در اين تيم نقش كلوزه گلزن همانقدر مهم است كه نقش «مسعود اوزيل» فضاساز و پاسور كه در قلب دفاع حريف وظايف تاكتيكي پيچيدهاي را بر عهده دارد.
گل اول آلمانها، ضربه مهلك وداغانكنندهاي بود كه اعتماد به نفس استراليا را كم كرد و پيم وربيك و مردانش را با واقعيت ما نميتوانيم. ما حريف نيستم، روبهرو كرد. گل پودولسكي نشانه برتري آلمان و فوتبال ساده و منضبطش بود كه اگر در جمع 11 بازيكن خود ستاره ندارد، در عوض تيم را تبديل به ستاره كرده است. ستارهاي كه از بازي ساده بهترين بازي پيچيده را ميگيرد و به خلع سلاح حريف نائل ميآيد ...
... و حالا حرف اين است: آلمان با اين بازي ساده و مركب و سهل و ممتنع خود تا كجا پيش ميرود؟ جواب بايد داد: بستگي دارد به استعداد تاكتيكي حريفان بعدي كه فعلا عبارتند از صربستان و غنا. ميتوان گفت اوج نبرد تاكتيكي را روز 28خرداد خواهيم ديد. آنجا كه آنتيچ چارهاي جز بردن از يوآخيم لو ندارد. آيا آلمانها ضعيف بازي كرده و بهترين شانس را به حريف كم شانس ميدهند؟
سينهات را پشت توپ بگير
ري كلمانس، مربي دروازهبانهاي انگليس و آندره ياس كوپكه، مربي دروازهبانهاي آلمان به شاگردان خود آموختهاند كه هنگام توپگيري، سينه خود را پشت توپ قرار دهيد. اين اولين درسي به هر نوجوان مشتاق دروازهبان شدن است.
رابرت گرين دروازهبان انگليس و نيز دروازهبان الجزاير همين يك حرف را آويزه گوش نكرده بودند كه «توپ تيز» از دستهايشان فرار كرد و گل شد. تقصير توپ نبود اشكال از تكنيك پايه مرداني است كه به جام جهاني راه يافتهاند، مرداني كه سينه خود را پشت توپ قرار ندادند.
ايران و كره به حكم سوابق
كرهجنوبي قهرمان پيشين اروپا را 2ـ0 مغلوب كرد. در راه همين جام جهاني كرده جنوبي دوباره با تيم ايران مواجه شد، هر دو بار بازي 1ـ1 تمام شد.
در راه جام ملتهاي آسيا(به سال 2007) دوبار با كره جنوبي بازي كرديم. مساوي 1ـ1 در سئول، پيروزي 0ـ2 در تهران. در جام ملتهاي سال 2007 هم بازي در وقت قانوني و اضافه مساوي تمام شد. 5 بازي كه با چهار تساوي ؟؟ ايران تمام شده است.
مديريت نيروي انساي در فوتبال كره آنها را به اينجا رسانده است و ما را به اينجا. از نظر استعداد انساني برتري بيگفتوگو از آن بچههاي ماست. اما از نظر مديريت سرمايهها بازندهايم و جامانده.
No comments:
Post a Comment